«هیچ چیز از آن ِ انسان نیست،
هرگز
نی قدرتش،
نی ضعفش،
و نی دلش حتا
آن دم که دست...
آن دم که دست...
اَه، لعنتی!...
آن دم که دست به آغوش می گشاید،
سایه اش سایه ی صلیبی ست...
و آن دم که می پندارد خوشبختی اش را
در آغوش فشرده است،
آن را له می کند.
زندگی اش طلاقی عجیب و دردناک است...
هیچ عشقی را...
هیچ عشقی را سرانجام ِ خوش نیست...»
داستان خرس های پاندا اثر ماتئی وینسی یک
به یاد بهترین روز های عمرم که بدترین روز های عمرش بود، دهم و یازدهم شهریور
+ | 1 Sep 2009 |
